|
چقدر دوست داشتم يک نفر از من مي پرسيد چرا نگاه هايت انقدر غمگين است ؟ چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟ اما افسوس هيچ کس نبود هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره .آری با تو هستم .. با تويي که از کنارم گذشتي... و حتي يک بار هم نپرسيدي چرا چشم هايت هميشه باراني است...؟
وقتی کسی رو دوس داری حاضری جون فداش کنی حاضری دنیا رو بدی فقط یه بار نیگاش کنی به خاطرش داد بزنی به خاطرش دروغ بگی رو همه چی خط بکشی حتی رو برگ زندگی
+ نوشته شده در جمعه 1387/03/31 1:51 قبل از ظهر توسط :.*•. .•*.گمنام.*•. .•*. |
بهت نمي گم كه دوست دارم ، ولي قسم ميخورم كه دوست دارم
بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت ميدم ، چون همه چيزم تويي نمي خوام كه خوابت رو ببينم ، چون تو خيلي خوش تر از خوابي اگه يه روز چشمات پر اشك شد دونبال يه شونه هستي تا گريه كني ، صدام كن ، قول ميدم اشك هاتو پاك كنم و منم با تو گريه كنم اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشتي تا سرش داد بزني ، صدام كن قول ميدم ساكت بمونم اگه دنبال خرابي مي گشتي تا نفرت رو در اون دفن كني ، صدام كن ، قلبم تنها خرابه وجود توست اگه يه روز صدات كردم كه بهت نياز دارم ، نگو كجايي ، فقط يه لحظه چشماتو ببند و بهم فكر كن ... براي عشق تمنا كن، ولي خار نشو.
براي عشق قبول كن، ولي غرورتت را از دست نده. براي عشق گريه كن، ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز، ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند، ولي پيمان نشكن. براي عشق جون خودتو بده، ولي جون كسي رو نگير. براي عشق وصال كن، ولي فرار نكن. براي عشق زندگي كن، ولي عاشقونه زندگي كن. براي عشق بمير، ولي كسي رو نكش. براي عشق خودت، باش ولي خوب باش عشق آن نیست که به هم خیره شویم عشق آن است که هر دو به یک سو بنگریم. + نوشته شده در چهارشنبه 1387/03/29 5:54 بعد از ظهر توسط :.*•. .•*.گمنام.*•. .•*. |
شب رفتنت عزیزم هرگز از یادم نمیره
واسه هر کسی که میگم قصه شو آتیش میگیره دل من یه دریا خون بود چشم تو یه دنیا تردید آخرین لحظه نگاهت غصه داشت باز ولی خندید شب رفتنت یه ماهی توی خشکی رفت و جون داد زلزله خیلی دلارو اون شب از غصه تکون داد غما اون شب شیشه های خونه رو زدن شکستن پا به پام عکسای نازت اومدن تا صبح نشستن اگه سکوت برا من بهانه بود برا تو دفتر خاطرات کهنه بود روز هاي تنها بودن بهانه شد بهانه اي برا ريختن اشک تو شد اگه يه روز تموم بشه اشکه چشام چي مي خواد به باره از چشام يادته دعايي کردي تو برام زير اون گنبد زرد, آقا م رضا(ع) برسم به عشق جاويد خودم عشق من توي چرا نيستي کنارم شايد باورش سخته برات که دوستت داشته باشم خيلي زياد روزي پسري از دريا بودم برات تنها رفيق دوريه تنهايت حالا نيستي دختر تنهاي شب چون بودن يا نبودنم نداره فرق ديگه حتي ارزش نداره حرفام چون ديگه دوستتم نداري, ميدونم ميدوني چرا برات شعر ميخو نم ميخونم تا بدوني دوستت دارم.....همين دوستت دارم + نوشته شده در چهارشنبه 1387/03/29 5:49 بعد از ظهر توسط :.*•. .•*.گمنام.*•. .•*. |
۵خرداد تولدمه! تولدم خیلی غریبانه مبارک! + نوشته شده در شنبه 1387/03/04 10:37 قبل از ظهر توسط :.*•. .•*.گمنام.*•. .•*. |
___________00_____________________7_______________ ________**I**___________****I*** _______ ___00000___00000________________ @@@.....................@@@@...........@@@.................@@......@@@@@@@@@... @@@.................@@........@@.........@@@..............@@.......@@@..................... @@@................@@..........@@..........@@@...........@@........@@@..................... @@@...............@@............@@...........@@@........@@.........@@@@@@@......... @@@...............@@............@@.............@@@.....@@..........@@@@@@@......... @@@..........@...@@..........@@...............@@@...@@...........@@@..................... @@@@@@@....@@........@@.................@@@.@@............@@@...................... @@@@@@@......@@@@@......................@@@@..............@@@@@@@@@.... ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ + نوشته شده در دوشنبه 1387/02/30 3:50 قبل از ظهر توسط :.*•. .•*.گمنام.*•. .•*. |
دیگه برو ... پشت سرت رو هم ببین پشت سرت فقط منم کبوتر با کبوتر باز با باز... بـنـال بـلـبـل اگـر با منت سر یاریـست که ما دو عـاشـق زاریـم و کار ما زاریـسـت در آن چمن که نسیمی وزد ز طـرّه ی دوست چـه جای دم زدن نافـه های تا تاریـسـت بـیـار بـاده که رنـگـیـن کـنـیـم جـامـه ی زرق کـه مـســت جـام غــروریـم و نام هـشـیـاریـسـت خـیـال زلـف تـو پـخـتـن نـه کار هـر خـامـیـست کـه زیـر سـلسلـه رفـتـن طـریـق عـیـّاریـسـت لطـیفه ایـست نهانی که عـشـق از او خـیـزد کـه نام آن نه لب لعـل و خـط زنگـاریـسـت جمال شخص نه چشمست و زلف و و عارض و خال هـــزار نــکـتــه دریــن کـار و بـار دلــداریــسـت قـلـنـداران حـقــیــقــت به نــیــم جـو نـخـرنـد قـبـای اطـلـس آن کـس کـه از هـنـر عـاریــسـت بــر آســتــان تــو مشــکــل تــوان رســیــد آری عـــروج بـر فــلــک سـروری به دشـواریــسـت سحر کرشـمـه ی چشمت به خواب می دیدم زهـی مراتـب خوابی که به ز هـشیـاریـسـت دلـش به نـاله مـیـازار و خـتـم کـن حـافــظ کـه رسـتـگـاری جــاویــد در کـم آزراریـسـت + نوشته شده در دوشنبه 1387/02/30 3:40 قبل از ظهر توسط :.*•. .•*.گمنام.*•. .•*. |
گذراندم گذشتي ؛ در خود داشته باشد که مرهمي شود براي دوري از تو و دلتنگي هايم!!! است؟؟؟ لحظاتم کنم
کدامین شب می تابی ، بر این دشت غبار آلود![]() کدامین گریه می باری ، بر این ابر بهار آلود![]() اگر قطبی و سردم ، اگر غمگین و پر دردم![]() برای دیدن چشمات ، همه دنیا رو می گردم![]() نبین خاموشم و ساکت ، نبین مثل صدف سردم![]() من از اعماغ اقیانوس ، به سویت روی آوردم![]() به تو محتاجم ای عشق ، برای قد کشیدن![]() کمک کن پر بگیرم ، من از این پیله ی تن![]() گرفته از غم تو ، دل تنهایی من![]() کمک کن رد شم از شب ، تو ای فانوس روشن![]() اگر زودم اگر دیرم ، من از فاصله دلگیرم![]() من از احساس لبریزم ، بدون عشق می میرم![]() ببین شبها نمی خوابم ، ببین که خیلی بیتابم![]() شبیه شمع می سوزم ، غم تو می کنه آبم![]() + نوشته شده در یکشنبه 1386/12/26 2:38 قبل از ظهر توسط :.*•. .•*.گمنام.*•. .•*. |
|